دولت دیکتاتور، فرعونی، طاغوت، تروریست، متحجر، نکبت، قرون وسطایی، عصر قجری، دروغگو، رمال، عبوس، هتاکو....
وقربون خدا برم خیلی چیزهای با ادبی دیگه!!!!
بیایید کمی به عقب برگردیم... نگاه کنیم به حرف های....
تاریخ زیاد به خود دیده است کسانی را که به نام اخلاق، اخلاق را ذبح کرده اند؛ کسانی را که به نام دموکراسی، حقوق مردم را نادیده انگاشته اند و کسانی را که به نام قانون گرایی، قانون را به مسلخ بردند. در انتخابات ریاست جمهوری از جمله تاکیدات میر حسین موسوی در باره زمانی تبلیغات انتخاباتی پایبندی به اخلاق و بازگشت به آداب اسلامی بود!!!
شعار: "ادب مرد به ز دولت اوست" ، شعاری بود که وی و حامیانش بارها و بارها تکرار کردند و برای آنکه مستند در جریده تاریخ بماند، پوسترش را هم طراحی کردند.
زمان که گذشت، همان مدعیان اخلاق و ادب، بالا ترین حجم توهین ها را به شخص دوم کشور و رئیس جمهور منتخب مردم که هنوز ماهی از پایان یافتن ریاستش مانده بود نثار کردند و او را فرعون، دیکتاتور و مستبد لقب دادند! همان ها قانون را زیر پا گذاشتند و علی رقم تاکیدات رهبر انقلاب شیرینی پیروزی 22 خرداد را به کام مردم زهر کردند و همان ها که از حق و رای مردم می گفتند، به جای پذیرش شسکت به انتخابات مردم دهن کجی کردند و پیشاپیش خود را رییس جمهور قانونی کشور دانستند. اما اینکه چگونه 11 میلیون رای را می توان جا به جا کرد، پرسشی است قابل تامل که همان ها باید پاسخگو باشند!
در این مجال برخی تخریب ها و توهین ها را که در بازه زمانی کمتر از یک ماه تنها از سوی یکی از سایت های خبری متعلق به موسوی منتشر شده است، برای تثبیت در تاریخ مرور می کنیم؛ تا همه بدانند در فقدان حضور جدی مدعی العموم به منتخب برآمده از آرای ملت چه رفته است و مدعیان اخلاق و ادب و پایبند به اصول دینی چه کرده اند! تا همه بدانند چه کسانی باید به جای عدالت دنبال ادب بروند!
الف) دولت مستبد و دیکتاتوری و فرعونی
نسبت دولت استبدادی برای دولت نهم نسبتی نبود که تنها یک بار و احیانا از روی غفلت داده شده باشد. نه تنها سایت خبری قلم رسما نوشت:« آنچه امروز در جریان انتخابات مشاهده می شود، نشانه های فروپاشی یک دولت استبدادی است» و تاکید کرد که:« اگر کارهای رئیس جمهور استبداد نیست، پس استبداد چیست؟» ، که شخص میر حسین هم به نوعی نسبت مستبد را به رئیس جمهور داد.
او در مناظره ی تلزیونی با دکتر احمدی نژاد تصریح کرد:« معتقدم که استبداد صغیر به دلیل پشت کردن به قانون بوجود می آید و عادت دادن مردم مقدمه اش این شد که می شود قانون را شکست و رضا خان زمانی روی کار آمد که مردم را به تدریج عادت دادند که قوانینی که مجلس می گذارند پشت سر گذاشته می شود و من اینجا موارد بسیار زیادی دارم که به طور علنی در مقابل قوانین ایستادگی شده است و بنده احساس خوف کردم...»
وی با فاصله چند روز در جمع مردم تهران وزارت صنایع را وزارت پسر خاله ها نامید و گفت: «می گویند چرا به ما می گویید دیکتاتور؛ ما از آنها سوال می کنیم که چرا شما از قانون فرار می کنید و مصوبات مجلس را اجرا نمی کنید؟» او در ادامه تاکیید کرد: « این موج سبز علیه دروغ، قانون گریزی و سیاست های کشور بر باد ده شماست و ان شاء االه پیروز خواهد شد.»
محتشمی پور البته به این صراحت افزود. وی گفت: « نخست وزیر دوران خمینی کبیر امروز اعلام می کند که خطر را جدی می بینم و احساس می کنم اگر این روند جهل و تهجر و دیکتاتوری و خرافه گرایی ادامه یابد، بعد از 4 سال اثری از آثار نظام و انقلاب باقی نمی ماند.»
او همچنین گفت:« روحیه ی استبداد و دیکتاتوری در کسانی که احساس قدرت می کنند، اینگونه است که جامعه را تکه تکه کرده و همه را به جان هم می اندازد و جز خودشان هیچ کسی را نمی بینند... ما باید فردی را به عنوان شخصیت برجسته و سکان دار سرنوشت کشور انتخاب کنیم که لطف و رحمت و دوستی را گشترش دهد و فردی که چون فرعون و دیکتاتورها مردم را دسته دسته کند و برای همه پرونده سازی کند، تایید ما و دین ما نیست.»
رئیس کمیته ی صیانت از آرای موسوی همچنین در جای دیگر تصریح کرد: « جمله معروفی هست که می گوید دیکتاتورها یک شبه دیکتاتور نمی شوند. یکی از راه هایی که انسان را به دیکتاتوری و استبداد می رساند قانون شکنی، قلب وقایع و مطرح کردن مطالب کذب است. »
محمد رضا خاتمی هم به کمک دوستانش شتافت و به صراحت با اشاره به آنچه آن را موج سبز می خواند گفت:« این موج تمام موانع تغییر را از سر راه بر می دارد و ان شاالله در روز 22 خرداد، مُهر پایانی می زنیم بر عصبیت، خشونت، ناکارآمدی، فردگرایی و دیکتاتوری و در این صورت است که شرایط بد و فاجعه بار کشور تغییر می کند.»
ب) دولت طاغوت گونه، خشونت طلب و تروریست
بیستمین سالگرد ارتحال رهبر کبیر انقلاب بهانه ای بود تا محتشمی پور در حسینیه اعظم قم فهرست کاملی از توهین ها و فحاشی ها ارائه کند. او دولت و حامیان آن را به برنامه ریزی برای ترور و اعدام متهم کرد! او با اشاره به آنچه آن را فرقه مصباحیه می خواند گفت: « در پروژه برچیدن بساط جماران از سوی فرقه مصباحیه، هدف فحاشی، دروغ پردازی، ترور و اعدام یاران اما است.» وی از جبهه مقابل با عنوان جبهه خشونت و مقدس مآبی یاد کرد و افزور:« در پروژه برچیده شدن بساط جماران، اگر نتوانند یاران امام را از نظر آبرو خدشه دار کنند، با دروغ گفتن و فحاشی کردن به آنان حمله می کنند و اگر باز هم نتوانند، آنان را ترور فیزیکی می کنند و حکم اعدام آنان را از شریح های قاضی خواهند گرفت»
مسئول کمیته هنرمندان ستاد موسوی نیز حضور وی در انتخابات را فرصتی برای مبارزه با حکومت طاغوت گونه عنوان کرد و افزود:« امروز جمع شده ایم تا هر آن کس را که روحیه ی طاغوت گونه دارد، به زیر بکشیم و ساختار دولت را تغییر دهیم.»
پ) دولت متحجر و توتالیتر
اهانت های بی حد و حصر مدعیان اخلاق هرگز تمامی نداشت. این اهانت ها آن گاه به چشم می آید که اخبار و یاداشت های رسانه های همین جریان را هر چند گذرا مرور کنیم و آن گاه به قضاوت بنشینیم. تحجر نسبت دیگری بود که در انتخابات متوجه دولت برآمده از متن مردم کردند. همان کسانی که در انتخابات دوره نهم اتفاقا از همین تخریب های بی حد و حصر خود نتیجه منفی گرفته بودند. مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی گفت:« امروز جریان قصد دارد انتقام حجتیه را از امام( ره) بگیرد و متحجرین درصددند که تحجر را جانشین تفکر انقلابی اما (ره) کنند.» مقصود وی اما همان جریانی بود که به بیان رهبر انقلاب گفتمان انقلاب را زنده کرده است.
محمد عزلتی مقدم مسئول کمیته ایثار گران ستاد موسوی نیز ضمن بیان اینکه تحجر گرایی در کشور ریشه دار است گفت:« تحجر گرایان در زمان حضرت اما (ره) به دلیل عظمت و شخصیت حضرت اما (ره) میدانی برای ترکتازی پیدا نکردند لیکن تا آنجا که توانستند به مبارزه و مقابله با دولت میر حسین که منطبق بر مواضع اما و در خط ایشان بود پرداختند.»
وی همچنین دروغگویی، تبلیغ برای خود و عدم تبعیت از قانون را نماد و مشخصه حکمرانی توتالیتر و تمامیت خواه دانست و افزور:« ما متاسفانه همه این مشخصات را از دولت نهم مشاهده کردیم. علمای سیاست، حکمرانی توتالیتر یا تمامیت خواه را بدترین شکل حکمرانی و نابود کننده حرث و نسل می دانند. در چنین روشی همه افتخارات گذشته نفی می شود و تمامی ضعف ها با تبلیغات فراوان به قدرت نمایش داده می شود.»
ت) دولت نکبت و خودکامگی
با شنیدن واژه نکبت، خواه نا خواه ذهن ها متوجه همایش دوم خرداد حامیان موسوی در ورزشگاه آزادی و سخنان فائزه رفسنجانی در این همایش می شود. اما این تنها فائزه نبود که این گونه با گستاخی تمام در خصوص دولت منتخب مردم سخن گفت. محتشمی پور هم همین نظر را داشت. وی طی سخنانی در اصفهان گفن:« مناظره به همه ثابت کرد که این 4 سال، 4 سال سیاهی و نکبت و جهل و خودکامگی بوده و ما امروز در آستانه انتخابات سرنوشت سازی هستیم و ملت ایران باید راه خود را مشخص و تبیین کنند زیرا 4 سال سیاهی و منکرات و فحش و نابودی و زیر پا گذاشتن قانون باشد.» و البته ملت نشان داد چه کسانی را بانی رشد انقلاب می داند و چه کسانی را نابود کننده ی این راه.
ث) دولت قرون وسطایی و تحدید کننده آزادی
در حالی که بالاتری فحاشی ها به دولت نهم در فقدان حضور موثر مدعی العموم شکل گرفت، مدعیان صداقت همچنان از فقدان آزادی گفتند و نوشتند. استاندار کهگیلویه و بویراحمد در دوران اصلاحات گفت:« این دولت(دولت نهم) عزت ایرانیان را زیر سوال برد و همه آزادی ها را زیر پا له کرد. متاسفم که در طول 4 سال گذشته نتوانستم به داشتن چنین رئیس جمهوری افتخار کنم.» تاج زاده هم این بیان را تکمیل کرد و گفت:« دولت طی 4 سال گذشته خفقان ایجاد کرده!»
اما بیشتر در خصوص مختصات عملکردی این دولت قرون وسطایی بشنویم. جلال جلال زاده نماینده پیشین کردستان در مجلس و دبیر شوارای هماهنگی اصلاح طلبان کُرد ضمن "خطرناک" توصیف کردن تداوم اختناق و آزادی ستیزی در سایه دولت نهم گفت:«اصلا در شأن انسان کرد و اهل سنت نیست به دولت نهم رای دهد که سراسر کارنامه اش در کردستان سیاهی و دروغ است.»
وی همچنین افزود:«امروز دولت نهم بر اساس شرایط قرون وسطایی قصد دارد با سیب زمینی و سهام عدالت، آرای مردم را خریداری کند، وقتی این گونه با پول بیت المال تبلیغات گسترده انتخاباتی می شود، مردم حق دارند بپرسند 270 میلیارد دلار پول نفت کجاست؟ پیام های موسوی و مواضع شفاف او در باره حقوق اقلیت ها، تحول خواهی و تبعیض مثبت در کردستان به خوبی شنیده شده و کردها روز 22 خرداد پاسخ به رفتارهای تحقیر آمیز دولت و سیاست "عدالت با سیب زمینی" و توزیع سهام عدالت را خواهند داد.»
حامی موسوی طی سخنانی که در سایت قلم هم منعکس شد ادامه داد:« شایسته مردم ایران نیز که امروز شاهد جامعه ای عقب مانده، توسعه نیافته همراه با خفقان و محدودیت ابتدایی ترین حقوق و آزادی باشند.»
ج) دولت عصر قجری
حکایت توهین ها و اهانت ها حکایتی است بی پایان. همان زمان میر محمود موسوی برادر میر حسین موسوی که به کمک توهین کنندگان آمده بود، طی سخنانی با عنوان "آیا رفتار قجری با مردمی که صدها هزار شهید داده اند، درست است؟" در سایت قلم منعکس شد. گفت:« اگر وضع معیشت مردم خوب است، چرا دولت در فصل انتخابات پول نقد بین مردم توزیع می کند؟ آیا برای مردم ما که برای استقلال و آزادی شان صدها هزار شهید داده اند، رفتارهایی قجری و حجری مناسب است؟»
وزیر مسکن دولت سازندگی هم با تاکید بر اینکه احمدی نژاد حتی در شهرداری تهران هم به قوانین بودجه پایبند نبود گفت:«آیا این گونه پول خرج کردن به روش شاهان قجری در عصر، حاضر صحیح است؟» این همه به خاطر آن بود که دولت نخواست سیب زمینی های خریداری شده از کشاورزان مثل پیازهای زمان دولت اصلاحات در انبارها فاسد شود.
ح) امپراطوری دروغ و دولت مردم فریب
دروغگویی نسبتی بود که به کرات و با صراحت به رئیس جمهور قانونی کشور داده شد. رهبر انقلاب با اشاره به این توهین ها در نماز جمعه تهران گفتند:«یک طرف به رئیس جمهور قانونی کشور، صریح ترین و خجالت آور ترین اهانت ها و تهمت ها را بیان می کرد و با پخش کارنامه های جعلی برای دولت، رئیس جمهور متکی به آرای مردم را دروغگو، خرافاتی و رمال می نامید و اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا می گذاشت»
مدعیان اخلاق نه تنها نسبت دروغگویی به رئیس جمهور دادند، بلکه مدعی بودند به همین دلیل باید احمدی نژاد در انتخابات رد صلاحیت می شده است! این در حالی بود که تا پیش از این، همین ها نظارت استصوابی را زیر سوال می بردند! محتشمی پور در این خصوص گفت:«رئیس جمهور در تبلیغات تلوزیونی خود دروغ های بسیار زیادی را مطرح کرد که این مسئله عنوان تقوا را زیر سوال می برد و شرط احراز پشت ریاست جمهوری را از او می گیرد.»
رئیس کمیته ی حقوقی مهندس موسوی هم مدعی شد شورای نگهبان باید در صلاحیت احمدی نژاد تجدید نظر کند. عیسی کلانتری هم گفت«مسئولان دولت احمدی نژاد با آمارهای غلط به ذهن مردم توهین می کنند و عملکرد 4 ساله دولت نشان دهنده عدم صلاحیت احمدی نژاد است.»
نسبت امپراطوری دروغ به دولت نهم طی روزهای پیش از انتخابات عنا مطرح می شد. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی رسما زی بیانیه ای نوشت:«سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به عنوان اولین تشکل سیاسی اصلاح طلب حامی کاندیداتوری آقای میر حسین موسوی، روند شتابناک امواج سبز انسانی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم به نفع کاندیدای مورد حمایت خود را نشانه آشکار و قاطع صحت و حسن انتخاب خویش می داند و ایمان راسخ دارد که ملت آگاه ایران در روز 22 خرداد سقوط امپراطوری دروغ و تزویر را از عرصه ی فرهنگ و سیاست این کشور جشن خواهد گرفت.»
موسوی هم در جمع مردم بروجرد گفت:«ما نگران روندی هستیم که امروز در کشور در حال اتفاق افتادن است، ما می گوییم این روند ما را به قهقرا می برد و این شایسته ی ملت بزرگ ما نیست... در داخل، از این همه ی اطلاعات غلط، دروغ و این همه نابسامانی و تعطیلی کارخانه هایمان خسته شده ایم.»
سایت خبری قلم، دروغ های احمدی نژاد را "نشانه زوال یک دولت" خواند و این همه در حالی بود که موسوی بارها و بارها در برنامه های تلوزیونی و در مناظره های خود نسبت دروغگویی را متوجه دولت کرده و کوشیده بود تا با ارائه ی اطلاعات ناقص یا واژگونه جلوه دادن واقعیت ها، مدعای خود را به اثبات برساند. اما با وجود تمام این ادعاها مردم در انتخابات نشان دادند که چه کسی دروغگو است.
خ) دولت رمال و کف بینی
نسبت رمالی و کف بینی نه تنها در سخنرانی های موسوی بلکه در فیلم تبلیغاتی وی نیز به دولت داده شد. این از جمله نسبت هایی بود که تأثر رهبر انقلاب را برانگیخت. موسوی در جمع حامیان خود گفت:«موج سبز سراسر کشور را فرا می گیرد؛ چون ما دولت رمال و کف بین نمی خواهیم. سرنوشت ایران فقر نیست.»
د) دولت فقر و فلاکت
انصاف دُری نایاب بود در فضایی که 3 کاندیدا در یک جبهه قرار داشتند و فرد چهارم در جبهه ی مقابل. در فضایی که مدعیان اخلاق بی محابا می تاختند و هر آنچه می توانستند بر زبان می آوردند و در عین حال از نداشتن آزادی می گفتند!!
و چه حکایت تلخ و زننده ای بود؛ حکایت آن روزها که همه مبانی و اصول پای رسیدن به قدرت ذبح می شد. طرح عنوان دولت فقر و فلاکت لابه لای سخنرانی ها و مقالات نبود؛ تیتر رسمی سایت خبری حامی میر حسین بود:«فقر و فلاکت در دولت نهم»
در این گزارش نوشته شده بود:«مردم می گویند از دروغ ها و وعده های عوام فریبانه ی مسئولان به تنگ آمده اند و برای جبران این نامردمی ها به صحنه می آیند تا مدیریت ناتوان شهری را از صحنه حذف کنند و به امید شرایط زندگی بهتر به دولت امید رای دهند.»
این سایت خبری همچنین در یادداشت دیگری نوشت:«نوع برقراری عدالت و توزیع ثروت و رفاه نیز مثال زدنی است. که تمام فعالیت های دولت عدالت اجتماعی را زیر سوال برده و تفاوت های فراوانی بین رفاه، فقر و فلاکت در جامعه گسترش یافت»
رجعلی مزروعی هم این قضاوت ها را طی مواضعی جال کامل کرد. او گفت:«دولت آقای احمدی نژاد هیچ پیشرفتی در زمینه ی اقتصادی از خود بر جای نگذاشته به همین دلیل می توان قاطعانه گفت که احمدی نژاد در مدعای اولیه ی خود شکست خورده است. ایشان با رفتار خود اهداف و آرمان های انقلاب را به خطر انداخته است»
از نگاه منتقدان منصف دولت، نه تنها طی این سال ها هیچ کاری در کشور انجام نشده بود و هیچ پیشرفتی را در هیچ زمینه ای شاهد نبودیم، بلکه پسرفتی باور نکردنی هم تجربه شد تا آنجا که شرایط کشور به شرایطی کاملا بحرانی و حساس تبدیل شد! پس برای همین طی این چهار سال ایران را اولین قدرت نظامی اقتصادی خاور میانه لقب دادند؟!!!!!
موسوی احساس خطر کرده بود و حامان او نیز می گفتند کشور در لبه پرتگاه قرار دارد!! رمضان زاده سخنگوی دولت اصلاحات طی سخنانی در ساری مدعی شد دولت نهم بی ثبات ترین دولت تاریخ است. وی همچنین گفت:«کشور را نمی شود این گونه اداره کرد و باید تاکید کرد هم اکنون کشور در لبه پرتگاه سقوط قرار دارد که در این شرایط به رئیس جمهوری احتیاج داریم که تجربه اداره کشور در زمان بحران را در کارنامه خود داشته باشد.»
آنها جامعه را طوری می دوختند که تنها به قامت خودشان راست شود. شرایط را بحرانی می خواندند تا بعد نتیجه بگیرند که نخست وزیر زمان جنگ باید چون فرشته نجاتی سر برسد و همه مشکلات کشور را در یک چشم به هم زدن حل کند!!
ذ) دولت شعار زده
منتقدان منصف دولت عملکرد 4 ساله را شعاری می خواندند. سایت خبری قلم با فاصله ی 2 روز قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری طی یادداشتی با عنوان "سیاست خارجی و پدیده شگفت انگیز" نوشت:«شرایطی که در چهار سال گذشته موجب شده است تا ایران عزیز و سر بلند در رباوط خارجی خود دچار مشکل گردیده و به جایگاه و عزت آن خدشه دار شود، صرفا به نوعی عدم تعادل و شعار زدگی در سیاست خارجی دولت نهم بر می گردد.»
باید گفت پس برای همین است که روزنامه های کشورهای غربی ایران را محبوب ملت ها می خوانند!!!
طرح این دست مسائل در حالی بود که رهبر انقلاب در واکنش به مسائل مطرح شده در مناظرات تلوزیونی با صراحت تمام فرموده بودند:«من قبول نمی کنم حرف آن کسانی را که تصور می کنند ملت ما به خاطر پایبند به مبانی و اصول خود، در دنیا خوار شده است، از چشم افتاده است، ابدا.»
حامیان موسوی می گفتند نه تنها عملکرد شعاری دولت نهم با دولت های گذشته قابل مقایسه نیست، بلکه این قیاس توهین به شعور ملت است. این هم منطق بی پایان آن ها!!
ر) دولت عبوس، متکبر و هتاک
کلکسیون توهین ها به دولت کامل بود و نمی شد در آن کسری پیدا کرد! مسئول کمیته صیانت از آراء، لقب عبوس و متکبر را برازنده ی دولت نهم دانست. محتشمی پور ضمن تاکید بر اینکه امروز "جدال حق و باطل است" تصریح کرد:«یک طرف قضیه سیدی نورانی آمده است که با صداقت با مردم سخن می گوید و طرف دیگر فردی است بسیار عبوس و متکبر که به هیچ اصلی از اصول اخلاقی و انسانی در چارچوب هیچ حقوق و قانونی نمی گنجد و هتاکی، ناسزاگویی و تکبر در وجود او متجسم شده است»
این نسبت های تاسف بار به کسی داده می شد که رئیس جمهور رسمی کشور بود و منتخب مردم. در واقع داعیان دموکراسی حاضر به پذیرش قواعد دموکراسی که احترام به خواست اکثریت از قاعده اولیه آن است نبودند.
اگر چه اهانت ها و توهین ها بسیار فراتر از این هاست، ولی به نظر همین میزان در این مجال کفایت می کند. مدعیان اخلاق، دولت نهم را دولت زر و زور و تزویر نامیدند. گفتند که "متاسفانه آن چه که در طول 4 سال گذشته ما شاهد بودیم کج روی، کج خلقی، بی عدالتی و... بود که از سیاست سلطه جویانه و مداخله گرانی تاسی گرفته است"
مدعیان اخلاق رئیس جمهور را مجرم لقب دادند و خواستار برخورد دستگاه قضایی با او شدند. مدعیان اخلاق گفتند که "دولت نهم ارزش های اخلاقی جامعه را لجن مال کرده است" آنها گفتند که دولت نهم آبرو و حیثیت ملت ایران ا به باد فنا داده است!!
و باز هم حتما برای همین است که غربی ها دولت و مردم ما را محبوب ملت ها می خوانند زیرا دولت زیر سایه ی ملت خود است.
و باز این همه در کنار تیترهایی بود که روز و شب برای تخریب و خشونت طلب یا قانون گریز نشان دادن دولت بر می گزیدند. می نوشتند:«حامیان احمدی نژاد به راننده تاکسی هم رحم نکردند.» ادعا می کردند:«شعار افزایش حقوق معلمان دروغ است.» همان ها که در عین حال این افزایش را تخلف انتخاباتی می نامیدند!
می نوشتند:«نفس های دولت نهم به شمارش افتاده است.» ادعا می کردند خصوصی سازی صرفا شعار تبلیغاتی دولت نهم بوده است. و....
این همه البته به شدت تاسف بار و تامل برانگیز است. کسانی که از آزادی بیان و آزادی پس از بیان و کذا می گفتند و حنجره های دریده می کردند باید بگویند دیگر چه چیزی مانده است که می خواستند بگویند و نتوانستند! این همه باید بماند برای تاریخ تا مظلومیتی را به یادگار بگذارد که مردم آن را با ذره ذره وجود خود درک کردند. و حقیقتی را دریافتند که سرگدانان منافع حزبی و جناحی سال های سال نخواهند توانست. این همه باید برای تاریخ بماند....
